دیدار خانواده شهید و توبیخ محافظان توسط مقام معظم رهبری!


توبیخ محافظان توسط مقام معظم رهبری!

یكی از محافظان مقام معظم رهبری نقل می كنند كه:
افتخارمان این است که در استان تهران، خانوادة دو شهید به بالا نداریم که آقا خانه‌شان نرفته باشد. تقریباً محله و خیابان اصلی در شهر تهران نداریم که ایشان نیامده باشند و بلد نباشند. تک‌تک این محله‌های خود شما را من حداقل می‌دانم ما خانواده شهید سه شهید و دو شهید نداریم که ایشان نیامده باشند.

حدود شش، هفت سال بعضی روزهای شیفت کاری‌ام، مسئول تنظیم ملاقات خانوادة معظم شهدا من بودم. به‌همین‌خاطر می‌دانم شرایط و وضعیت چگونه بود. دیدارهای خانواده شهدا، باصفاترین، باحال‌ترین لذتی که آدم می‌خواهد ببرد را دارد.
بعضی‌هایش خیلی سوزناک .....

ادامه نوشته

قضا و قدر الهی

دشمن اقدام به ضدحمله شدیدی كرده بود.درآن لحظه حاجی از من پرسید:‌«ساعت چند است؟» گفتم:«ظهر شده است»درهمان شرایط تیمم كردوبه نمازایستاد.
گفتم: «مگرخدادراین شرایط نمازرا از آدم خواسته؟»
گفت: «شیرینی نماز،دراول وقت آن است.»در قنوت بود كه خمپاره‌ای در چند متری ما به زمین نشست.باشنیدن صدای سوت سینه خیز رفتم.
بعدازگردوخاك حاجی رادیدم كه هنوز در قنوت است.
بعدنمازپرسیدم:«چراخیز نرفتید؟»
گفت:«اگرقرارباشدمن به شهادت برسم چه اینجاباشدچه جای دیگر؛تاقضاوقدرالهی نباشدهیچ آسیبی نخواهدرسید.»

خاطره ای بی نظیر از شهید هادی

مطلع الفجر(خاطره ای بی نظیر از شهید هادی)


به محض رسیدن به ارتفاعات انار و منطقه درگیری، یكی از بچه ها با لهجه مشهدی من رو صدا كرد و گفت:
"حاج حسین، خبر داری ابراهیم رو زدن" بدنم یكدفعه لرزید، آب دهانم رو فرو دادم وگفتم: "چی شده؟!" جواب داد:
"یه گلوله خورده تو گردن ابراهیم ". رنگم پریده بود، ....

ادامه نوشته

وصيت نامه شهيد شوشتري

http://www.up.98ia.com/images/sa9s8g4ztwfhdm77b3cd.jpg

دیروز ازهرچـﮧ بود گذشتیم
امروز از هر چـﮧ بودیم گذشتیم●
انجا پشت خاكریز بودیم
و اینجا در پناه میز●
دیروز دنبال ♥گمنامے♥ بودیم
و امروز مواظبیم نامماטּ گم نشود●
♥جبهـﮧ♥بوے ایماטּ میداد
و اینجا ایمانماטּ بو میدهد✖

پلاك وكربلا

«ابورياض» از افسران ونظاميان ارتش عراق در زمان جنگ نقل ميكند :

درجبهه هاي جنوب مشغول نبرد بودم كه دژباني مراخواست.فرمانده مان با ديدن من،خبركشته شدن پسرم در جنگ را به من داد.خيلي ناراحت شدم.من براي او آرزوهاي زيادي داشتم ومي خواستم دامادش كنم.

به هر حال به سردخانه رفتم وكارت وپلاك فرزندم را تحويل گرفتم.آنها مربوط به پسرم بود.رفتم تااوراببينم،وقتي كفن را كنار زدم،باتعجب توام باخوشحالي فرياد زدم وگفتم:اشتباه شده،اشتباه شده،اين فرزند من نيست......

ادامه نوشته

روایت همسر شهید از خواستگاری تا سه سال زندگی با محمود کاوه

848603_orig.jpg


همسر شهید محمود کاوه می گوید: آقا محمود را از دو سال قبل از خواستگاری می‌شناختم. چون ....

ادامه نوشته

وضع زندگی‌اش را كه دیدم اشكم درآمد

شهید سید محمدتقی رضوی یکی از شهدا و سرداران عرصه جهاد در دوران دفاع مقدس بود. در زیر چند خاطره از این شهید بزرگوار را می خوانید:

تقی بعد از ازدواج بلافاصله به تربت و از آن جا هم به اهواز رفت. مدت ها از این موضوع گذشته بود و ما هیچ خبری از او نداشتیم. افراد خانواده آرزوی دیدارش را داشتند. همه به دنبال فرصتی می گشتیم كه به دیدار تقی و همسرش برویم. سرانجام با آمدن عید و تعطیلات سال جدید ما نیز اسباب سفر بستیم و روانه اهواز شدیم.

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up8/15759815056027192480.jpg

بعد از رسیدن به اهواز راهی خانه تقی شدیم. من از زندگی تقی تصور دیگری...

ادامه نوشته

نعش بی سر

یکی از برادران گردان لشگر ۲۷ محمد رسول الله صلی الله علیه و آله می گوید :



در گردان ما برادری بودکه عادت داشت پیشانی شهدا را ببوسد.

وقتی شهيد شد بچه ها تصمیم گرفتند به تلافی آن همه محبت پیشانی او را غرق بوسه کنند.

پارچه را کنار زدیم ، نعش بی سر او ، دل همه مان را آتش زد.

میترسم مهر پدر و فرزندی کار دستم بده

نزدیک عملیات بود. میدانستم دختر دار شده. یک روز دیدم سر پاکت نامه از جیبش زده بیرون.
گفتم: این چیه؟
گفت: عکس دخترمه.
گفتم: بده ببینمش.
گفت: خودم هنوز ندیدمش.
گفتم: چرا؟
گفت: الان موقع عملیاته. میترسم مهر پدر و فرزندی کار دستم بده. باشه بعد.

شهید مهدی زین الدین

حکایت یکی از کاروان های راهیان نور ٭٭٭ حاج آقا باید برقصه!!!!!

کنار قبور مطهر شهدای طلائیه که رسیدیم، یک نفر از بین جمعیت گفت: پس کو این معجزه حاج آقا! ما که این‌جا جز خاک و چند تا سنگ قبر چیز دیگه‌ای نمی‌بینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع کردند: حاج آقا باید برقصه...



به گزارش جهان ؛ وبلاگ محجبه ها فرشته اند نوشت: این خاطره را همان سال ۸۷ در اتوبوسی که راهی نور بود، از یکی از راویان نورانی شنیدم که خواندنش بعد از سه سال هنوز مو به تنم سیخ می‌کند... بخوانیدش که قطعا خالی از لطف نیست:


"چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاه‌های بزرگ کشور آمده بودند جنوب. ...
ادامه نوشته

متن وصيت حضرت زهرا سلام الله عليها

بسم الله الرحمن الرحيم

هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله عليها) بنت رسول الله(صلي الله عليه و آله)اوصت و هي تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلي الله عليه و آله) عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق

ادامه نوشته

عجب حالي داره ...

خیلی حال میده یه بچه خوشگل دنیا بیاری!

خیلی حال میده تو کوچیکی همه جا از ادبش و تو بزرگی از اخلاق و صفا

و صمیمیتش حرف بزنند!

خیلی حال میده به سنین جوانی که رسید وقتی نگاش کنی دلت بره!

خوشگل،خوشتیپ،شیک...

خیلی حال میده وقتی حرف ِ امام میاد وسط دیگه بی خیال همه چیز بگه

می خوام برم و تو بگی خدا یارت مادر!

ولی از همه اینا باحال تر می دونی چیه؟

اینه که وقتی بعد چندین سال چشم انتظاری استخونای پسر خوشتیپتُ

بیارن،کفن ُبگیری سمت آسمون و آروم بگی:

اللهم تقبل منا هذا القلیل ...


شهيد

 

«و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل‌الله اموت بل احیاء ولکن لا تشعرون» (سوره بقره، آیه 154)

«کسی را که در راه خدا کشته شد، مرده نپندارید، بلکه او زنده جاوید است،

ولیکن شما این حقیقت را نخواهید یافت.»